تاریکی
فروردین ۱۷, ۱۳۹۹
به دنیای رنگارنگ ری رآ خوش آمدید
اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۹

قصه ى آخر _به آینه نگاه میکنم، خیلى چیزها باید درست بشه! چرا پوستم این شکلیه؟ _بس کن دختر! _نه نگاه کن! شاید جراحى زیبایى نیاز داشته باشم تا درستشون کنم چشمام، بینى، لب هام، چونه… _بس کن دختر!بس کن! نفس بکش… تو خوبى! به من گوش بکن، تو خوبى! به آینه نگاه کن، تو همونطورى که هستى زیبایى! با توام به آینه نگاه کن! _چى؟ واقعا؟ تو فکر میکنى من خوبم؟ آره، آره! من زیبا ام، چرا اینقدر چرند فکر میکنم؟ توام همینطور فکر میکنى؟ لازم نیست چیزیو تغییر بدم، درسته؟ _درسته، تو همونطورى که هستى زیبایى…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید